لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10204288  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

04/03/1392

و خدا حضرت علی(ع) را آفرید...

...جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا(ص) تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت به وجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند متعال در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.

جهش های عظیم تاریخی جز با دست های برومند رجال تاریخ انجام نمی گیرد. و این سنت الهی است که تحولات تکاملی، از وجود رجال برگزیده بشر، منشاء گیرند، رجالی که علیرغم شرایط نامساعد موجود، به تکاپو و تلاش بر می خیزند و فریاد خود را از اعماق اجتماع سر می دهند، و با این فریاد، لرزه ای شکننده بر ارکان نظامات فرسوده و نابسامان موجود می افکنند...جهان به سوی سرنوشت خود به پیش می رفت. سرنوشتی که قلم قضای الهی تحولی درخشان بر آن ترسیم کرده بود. بنا بود این تحول با دست توانای پیغمبر(ص) بنیان گذاری شود، و در عین حال مردی نیرومند لازم بود که این تحول را جاودان سازد. مردی که با اصول و فروع کلیات و جزئیات این تحول را در وجود خویش تجسم دهد. مردی که این صلاحیت و شایستگی را داشته باشد که بگوید: من قرآن ناطقم

قرآن برنامه تحول بود و خدا آن را از آسمان بر حضرت محمد(ص) فرو فرستاد ولی خاصیت روح بشر این است که بیش از آنچه که اسیر گوش است، اسیر چشم است، شنیدنی ها در مزاج روحی بشر اثرمی کنند، ولی دیدنی ها اثری بیشتر و قاطع تر دارند. پیغمبر(ص) با زبان قرآن، تحول را بیان کردند و این که مردی لازم است که قرآن را در وجود خویش تجسم دهد تا مردم آن را که شنیده اند، ببینند. قرآن از عدالت سخن می گفت و این حضرت علی(ع) است که باید این عدالت را در همان سطحی که خدا خواسته، در وجود خویش تجسم دهند؛ باید جهان و جهانیان، اصولی را که اسلام برای مردم بیان داشته، در سیمای زندگی علی به صورتی زنده و برجسته مشاهده کنند.

حضرت محمد(ص) برای ایجاد تحول و در راه تربیت انسان ها، به دو عامل نیاز قطعی داشتند، یکی قرآن و دیگری علی(ع). و این خود ایشان است که همیشه این دو را با هم نام می بردند. می فرمودند: انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی: من می روم ولی دو گوهر گرانبها در میان شما باقی می گذارم، یکی قرآن و دیگری عترت؛ و علی(ع) شاخص ترین فرد عترت بود. حضرت محمد(ص) داشتند مراحل کمال خود را می پیمودند، لازم بود ده سال دیگر بگذرد، تا ایشان موفق به تسخیر آخرین قله کمال شوند؛ تا آماده بعثت گردند. وجود ایشان، زمینه نزول قرآن را فراهم می کرد و در عین حال باید به موازات آن زمینه پیدایش انسانی که قرآن را در خود تجسم دهد، نیز فراهم شود، و خداوند در تدارک این مقدمات بود.

آن روز، جمعه بود، و عرب جمعه را احترام می کرد و نیز ماه رجب را. بت های کعبه در این ماه و مخصوصاً در روزهای جمعه این ماه مشتری بیشتری داشتند. و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود، در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند. او فاطمه(س) دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...فاطمه(س) با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که او آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه(س) مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد. چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.

به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه(س) قدم به درون خانه کعبه گذارد.و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد. نامش را علی نهادند؛ و با علی(ع)، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، عدل را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی(ع) با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل... امام علی(ع) توجیه کننده عدل و نشان دهنده عالی ترین مظاهر آن بودند. دنیا از روزنه وجود ایشان به شناخت عدل توفیق یافت و از آن بالاتر معنای انسانیت را شناخت. انسانیتی که عدل، یکی از شاخه های آن است...

چیزی نگذشت که نشانه هایی از نور الهی را در وجود شخصیتی به نام محمد(ص) تشخیص داد و در این نور جاذبه ای بس شدید یافت. به سوی آن کشش پیدا کرد و از سن هشت سالگی رسما و به طور شبانه روز خود را در کنار آن نور که در وجود حضرت محمد(ص) تجسم یافته بود، قرار داد. دو سال دیگر هم گذشت و آن نور سرانجام محمد(ص) را به آخرین قله کمال رساند. ایشان پیغمبر شدند، دارای مکتبی آسمانی و الهی. و امام علی(ع) ایده خود را در این مکتب به صورتی روشن و بارز مشاهده کردند. آنچه را که قبلاً خود به طور مبهم دریافت کرده بودند، اکنون با تلاءلوئی پردرخشش و زنده و گویا در مکتب آسمانی حضرت محمد(ص) می دیدند. به آن ایمان آوردند، ایمانی بالاتر از عشق. و همین عشق و نیروی خلاق و آسمانی آن بود که امام علی(ع) را به صورت بزرگ ترین فداکار اسلام و آئین جدید در آورد.

میلادش مبارک

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved